تمام میشوم شبی
شبی که هفتاد سال پیرتر شدم
شبی که سکوت در گلویم جوانه کرد
شبی که حافظهام گفت
تو هزاران هزار شهیدی که سالها قبل در گور خفتهاند
شبی که پیرزنی با پای لنگ
در پی امیدی ،
ننگی دیگر خرید
شبی که حتا خدا هم در مقابل ما ایستاد
شبی که با اولین بارقهی نور
در میان قهقههی کفتارها
طناب دار از مچبند سبز برایمان ساختند
چه کم بودند یاران و چه بسیار سرهای بالای دار
خاکستر
به من بگویید !
فرزانهگان ِ رنگُ و بومُ قلم !
چهگونه خورشیدی را تصویر میکنید
که ترسیماش
سراسر ِ خاک را خاکستر نمیکند ؟
افلاطون کنار بخاری ، حسین پناهی ، انتشارات دارینوش
زیراکس یه تیکه شکلات
آره !
تو یه کپی
از همه شکلاتایی هستی
که تا حالا خوردهام .
دری لولا شده به فراموشی ، ریچارد براتیگان
ای پدر ما که در آسمانی
گروهبان که از خواهر و مادر بچه بازجویی میکرد ، سروان دست بچه را گرفت و با خود به اتاق دیگر برد .
گفت: بابات کجاست ؟
بچه زیر لب گفت: رفته آسمان .
سروان با تعجب پرسید: چی ؟ مرده ؟
بچه گفت: نه . هر شب از آسمان پایین میآید ، با ما شام میخورد .
سروان چشم گرداند و درِ کوچکی در سقف دید .
لئاندرو اوروینا ، گلوله ، نشر مشکی
مجرم
گفت: من فرشتهام !
قاضی پرسید: بالهایت کو ؟
گفت: بالهایم را بریدهاند !
قاضی باور نکرد . نیشخند زد و او را به جرم نداشتن کارت شناسایی به حبس محکوم کرد . وقتی میخواستند به دستهایش دستبند بزنند ، ناگهان چند فرشته از پنجره آمدند و او را با خود بردند .
ساعتی بعد قاضی در کتابهای قانون به دنبال مادهای میگشت که مربوط به تعقیب مجرم در آسمان باشد .
فرشتهها ؛ مینیمالهای رسول یونان ، نشر مشکی
معرفی کتابهای دوست داشتنی - بازی وبلاگی
یک سری کتابها وجود دارند که وقتی یکباره و چند باره میخوانیمشان دوست داریم دیگران هم در لذت خواندشان شریک باشند . حالا که برگزاری نمایشگاه کتاب نزدیک هست بیایید این کتابها را به هم معرفی کنیم (:
بازی قانون خاصی ندارد و فقط چند توصیه :
در دعوت از دوستان و تعداد کتاب محدودیتی قائل نشوید
علاوه بر نام و نویسنده و گردآورنده و انتشارات ، قیمت کتاب را هم ذکر کنیم کمک بزرگی کردهایم
اینها کتابهایی هستند که از خواندنشان لذت بردم :
۱ . قلبم را قلبت میزان میکنم - مجموعهای از کاریکلماتورهای پرویز شاپور ، انتشارات مروارید ، ۶۱۲ صفحه ، ۷۵۰۰ تومان
۲ . فیل: داستانکهای فلسفی برتولت برشت ، گردآوری و برگردان علی عبداللهی ، نشر مشکی ، ۱۶۷ صفحه ، ۳۲۰۰ تومان
۳ . پنین ، ولادیمیر نابوکوف ، ترجمهی رضا رضایی ، نشر کارنامه ،۲۷۶ صفحه ،۳۳۰۰ تومان
۴ . قول - فاتحهای بر رمان پلیسی ، فردریش دورِن مات ، ترجمهی س.محمود حسینیزاد ، ۱۸۹ صفحه ، ۲۰۰۰ تومان
۵ . موسیقی آب گرم ، چارلز بوکفسکی ، برگردات بهمن کیارستمی ، نشر ماه ریز ، ۱۱۹ صفحه ، ۱۳۰۰ تومان
۶ . بالا افتادن ، شل سیلورستاین ، ترجمهی حمید خادمی ، انتشارات کتاب پنجره ، ۱۸۷ صفحه ، ۱۵۰۰ تومان
* توصیه میکنم فقط ترجمهی حمید خادمی را بخرید
۷ . عاشقانههای ژاپنی ، برگردان عباس مخبری ، نشر مشکی ، ۳۲ صفحه ، ۶۰۰ تومان
۸ . اپرای قورباغههای مردابخوار ، جواد سعیدی پور ، انتشارات کاروان ، ۱۲۶ صفحه ، ۱۴۰۰ تومان
۹ . گفتگو با آل پاچینو ، لارنس گرابل ، ترجمهی فرزاد فربد ، انتشارات کتاب پنجره ، ۲۹۰ صفحه ، ۴۸۰۰ تومان
۱۰ . دنیای سوفی - داستانی دربارهی تاریخ فلسفه ، یوسِتین گُردِر ، ترجمهی حسن کامشاد ، انتشارات نیلوفر ، ۶۰۷ صفحه ، ۶۵۰۰ تومان
۱۱ . آرامش گنجشکها - مجموعه داستانهای بسیار کوتاه ، مصطفی چترچی ، انتشارات هنرکده ، ۱۵۱ صفحه ، ۲۵۰۰ تومان
در دستهی « پاپ کرن » میتوانید قسمتهایی از کتابهایی که معرفی کردم را بخوانید (:
از این دوستان دعوت می کنم که در این بازی شرکت کنند :
پژ ، دیس ایگنوتیس ، وبنوشتههای کمال ، کوتهنوشت ، مردی که میخندید ، پست سفارشی
آقای کوینر و پسر بچهی درمانده
آقای کوینر از پسر بچهای که زار زار گریه میکرد علت غم و غصهاش را پرسید . پسر بچه گفت : من دو سکه برای رفتن به سینما جمع کرده بودم ، اما پسرکی آمد و یکی از آنها را از دستام قاپید و به پسری که دورتر دیده میشد اشاره کرد . آقای کوینر پرسید : مگر با داد و فریاد مردم را به کمک نخواستی ؟ پسر بچه با هقهق شدیدتری گفت : چرا . آقای کوینر در حالی که با مهربانی او را نوازش میکرد دوباره پرسید : کسی صدایت را نشنید ؟ پسر بچه هق هق کنان گفت : نه . آقای کوینر پرسید : نمیتوانی بلندتر فریاد بزنی ؟ پسر بچه با امیدواری گفت : نه . آنگاه آقای کوینر لبخندی زد و بعد گفت : پس حالا آن یکی سکه را هم بده بیاد و آخرین سکه را از دست بچه گرفت و بیواهمه به راهاش دامه داد .
فیل: داستانکهای فلسفی برتولت برشت ، گردآوری و برگردان علی عبداللهی ، نشر مشکی
سُرناچی
معمار او را به کناری کشید و آهسته زیر گوشش گفت :
« سلمانی و آقای سرناچی و جامهدار سُم داشتن . »
مشدی حبیب پرسید : « سُم داشتن ؟ »
معمار هیجان زده گفت : « چطور تا حالا ندیدی ؟ »
مشدی حبیب با یک دست شانهی معمار را گرفت و با دست دیگر پاچهی شلوار خود را بالاتر زد تا بهتر دیده شود : « سُم که چیزی نیست ، منم دارم معمار ! »
محمد محمدعلی ، از ما بهتران [ کتاب جیبی ] ، انتشارات کاروان
عاشقانههای ژاپنی
سریعتر از تگرگ
سبکتر از پر
اندوهی گنگ از ذهنم گذشت .
یوسانو آکیکو ، عاشقانههای ژاپنی ، نشر مشکی